
شاید در گیر و دار اعدام خسرو گلسرخی
سهراب سپهری اینچنین سرود :
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید اینست
که در افسون گل سرخ شناور باشیم
و در بند آخر با کنایه می گوید در افسون گل سرخ ! که احتمالا اشک است شناور باشیم
بی اختیار بیاد این جمله ارد بزرگ می افتم که :تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای ( امواج) گیتی است . و باز همو می گوید :شناور بودن خرد آدم در جهان احساس به او میدان بروز و رشد هنر را داده است .

تاریخ مفاهیم و رازه های بسیاری را با خود می برد و رازهای جدیدی پیش روی ما می گذارد .
سهراب نگاه دردمند خود را با کلماتی کوچک اما وسیع بیان می دارد.
او همانند اخوان شمشیر از رو نبسته

او شمشیرش اشک و احساس لطیف ش است
به یاد او یکی از اشعار زیبایش را می گذارم که با کمی دقت می توان در آن ، راز های را یافت ...
شبی سرد است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
نیرنگی است و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند زمن آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها سازد پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر،سحر نزدیک است
هر دم این بانگ بر آرم از دل
وای این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غمی هست به دل
غم من،لیک غمی غمناک است

تیم تیمن -مترجم : علی افتخاری:این سوال میتواند موضوع یک مسابقه بیست سوالی همیشگی در سینما باشد: نقش آینده مریل استریپ چه خواهد بود؟ در جواب این سوال حدسهای بسیار مختلف زده میشود، چرا که این بازیگر هیچگاه علاقهای به کلیشه شدن نداشته است.
نقشهای اخیر استریپ، از زن سلطهجو در «شیطان پرادا میپوشد» گرفته تا سیاستمدار پیرو ماکیاولی که بر شکنجه مخفیانه مظنونان به فعالیتهای تروریستی نظارت دارد در «اجرا» به کارگردانی گاوین هود، این تصور را به ذهن متبادر میکند که او به ایفای نقشهای منفی تمایل پیدا کرده است اما مریل استریپ کسی نیست که خود را به یک نوع نقش محدود کند. او در «شیرها برای برهها» نقش روزنامهنگاری را بازی میکند که برای کشف حقیقت جان خود را به خطر میاندازد و در تجربهای متفاوت مقابل پیرس برازنان در «ماما میا!» حضور یافته که به گفته خودش: «در آن خودم آواز خواندهام، نه اینکه جای کسی لب زده باشم».
«شیرها برای برهها» در میان فیلمهای زیادی که اخیرا درباره سیاستهای جنگافروزانه آمریکا ساخته شده، اهمیت زیادی دارد. این فیلم را رابرت ردفورد کارگردانی کرده و خود او نیز در کنار تام کروز به نقش سناتوری بلندپرواز و جنگطلب به نام ایروینگ و مریل استریپ به ایفای نقش پرداخته است. جانی راث (استریپ) روزنامهنگاری است که از یک سو میخواهد گزارش را تکمیل کند و از سوی دیگر میخواهد به وظایفش نسبت به خانواده و اخلاق روزنامهنگاری نیز وفادار بماند. عنوان فیلم برگرفته از داستان جعلی از دوران جنگ جهانی اول است که پرفسور مالی (با بازی رابرت ردفورد) در فیلم روایت میکند. بر طبق این داستان، ژنرالی آلمانی که سربازان دشمن را بیش از فرماندهان خود ستایش میکرد، گفته بود: «تا به حال چنین شیرهایی ندیده بودم که چنین برههایی آنان را رهبری میکنند» که به اعتقاد مالی: «این اظهار نظر هیچوقت به اندازه الان مصداق نداشته است».
سناتور ایروینگ از راث میخواهد از تحقیق برای گزارش درباره حملهای نظامی دست بردارد که طی آن زندگی دو تن از شاگردان سابق پروفسور مالی که در افغانستان سرباز بودهاند، به مخاطره افتاده است.
«شیرها برای برهها» بدون شک اثری ضدجنگ است، با وجود این استریپ معتقد است فیلم به همان اندازه به جنگ نیز روی خوش نشان میدهد. در یکی از صحنههای فیلم ایروینگ به راث میگوید: «میخواهید در جنگ علیه تروریسم پیروز شویم؟ این اساسیترین سوال زمان ماست و جوابش تنها بله یا خیر است».
استریپ میگوید برای تجسم این شخصیت به افراد زیادی فکر کرده است: «معتاد تماشای اخبار شبکههای تلویزیونی هستم؛ بیبیسی، سیانان». او خبرنگارانی چون مایکل ویر، رئیس دفتر سیانان در بغداد، را ستایش میکند و با افسوس میگوید: «خیلی دوست داشتم جای کریستین امانپور بودم، اما فکر میکنم دیگر برای این کار دیر شده است».
شخصیت استریپ در «شیرها برای برهها» مادری دارد که نیازمند مراقبت 24 ساعته است. او میگوید: «مردم تصمیمهایشان را به دلایلی بسیار شخصی میگیرند. سناتور ایروینگ، امکاناتی را در اختیار جنی میگذارد که بسیاری روزنامهنگاران آرزوی آن را دارند. در دولت فعلی اگر کسی نخواهد قواعد بازی را رعایت کند، خیلی سریع کنار گذاشته میشود. روزنامهنگاران نیز برای گسسته نشدن ارتباطشان با کاخ سفید، گاهی مجبور به تن دادن به این بازی هستند، اما در نهایت هیچگاه در خدمت آنان نخواهند بود».
به اعتقاد استریپ جنگ در عراق بر مبنای فرضیهای غلط آغاز شد و نتیجه آن نیز «تنها فاجعه بوده است، نه هیچ چیز دیگر». به همین دلیل «این روزها به شدت احساس افسردگی میکنم... مردم تازه به فکر افتادهاند شواهد و قرائن مختلف را کنار هم بگذارند تا بفهمند این ماجرا از کجا شروع شد».
استریپ انتظار دارد این فیلم «با واکنشهای زیادی روبهرو شود. در این مساله هیچ شکی ندارم. برای این فیلم زحمت زیادی کشیدهایم». آیا او خواهان رفتن بوش از کاخ سفید و آمدن هیلاری کلینتون به جای او است؟ «خوشحالم که بالاخره قرار است تغییراتی به وجود آید. مردم نیز منتظر این لحظه هستند. به همین دلیل هم این روزها کمتر تجمعی در خیابانها میبینیم، چون همه میدانند بوش رفتنی است. شخصا زمانی میتوانم نفس راحتی بکشم که تمام این گروه از کاخ سفید بیرون بروند. داشتن یک رئیسجمهور زن خیلی میتواند جالب باشد. فکر میکنم نیمی از سنا و نیمی از مجلس را زنان تشکیل میدهند اما در مورد رئیسجمهور... بهتر است خیلی خوشبین نباشیم. این اتفاق هیچوقت نمیافتاد».
مریل استریپ ساده و در عین حال بلندپرواز و همچنین جدی و بهطور همزمان شوخ است. او کسی است که نخواست تنها بازیگری ساده در نیوجرسی باقی بماند. پدر استریپ مدیر یک کارخانه و مادرش طراحی تبلیغات بود. او در ابتدا دوست داشت مترجم همزمان شود. استریپ زمانی که 10 سال داشت همراه مادرش به سازمان ملل رفته بود: «زنهای زیادی پشت باجههایی نشسته بودند و یک گوشی در گوش داشتند. این کار به نظرم خیلی جذاب رسید. آنها زبانی از یک فرهنگ را میگرفتند و برای افرادی با فرهنگ دیگر قابل فهم میساختند. هریک از آنها لباس محلی خود را پوشیده بود که ترکیب رنگارنگ و مسحورکننده داشت».
استریپ در ابتدا به کلاس اپرا رفت: «آن موقع خیلی بچه بودم و نمیفهمیدم این کار چهقدر فوقالعاده است. در خانوادهای بزرگ نشده بودم که اهل اپرا شنیدن باشند. ما معمولا آهنگهای الا فیتزجرالد و فرانک سیناترا را گوش میکردیم». او فکر میکند میتوانست یک خواننده سوپرانو شود، اما «ملکه رقصان نزدیکترین تجربهای بوده که در این زمینه داشتهام».
استریپ در دانشگاههای واسار و ییل به تحصیل هنرهای نمایشی پرداخت. «هرچه پیشتر میرفتم، در مورد شغل آیندهام مطمئنتر میشدم. با این حال هیچوقت به یقین کامل نرسیدم و این شک هنوز هم ادامه دارد. هنوز هم گاهی با خود فکر میکنم وقتی بزرگ شدم میخواهم چه کاره شوم؟» استریپ در اوایل کار حرفه خود را خیلی جدی نمیگرفت و اعتقادی به تاثیرگذاری بر جامعه از این راه نداشت اما این عقاید به مرور زمان تغییر یافت تا جایی که امروز شاهد حضور استریپ در فیلمهایی چون «سیلکوود» و «شیرها برای برهها» هستیم. حتی اگر فیلمهای او آشکارا دارای مفاهیم سیاسی نباشند، اما تمام شخصیتهایی که استریپ به آنها جان بخشیده ـ از «کریمر علیه کریمر» (که به خاطرش در 1979 برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل شد) و «انتخاب سوفی» (برنده اسکار بهترین بازیگر، 1982) تا «افسر زن فرانسوی» ـ افرادی با پیچیدگیهای روحی خاص بودهاند. شاید همین امر باعث شده استریپ رکورددار نامزدی اسکار در میان بازیگران باشد.
او میگوید: «وقتی به تماشای فیلمی مینشینم، سعی میکنم خود را به جای بازیگران بگذارم و از آنان الهام بگیرم. زندگی برایم بدون افرادی که ستایششان میکنم، چیزی بیمفهوم است. نیاز من به آنان مانند آب برای ماهی است».
کارگردانانی که با استریپ کار کردهاند، عموما از او با صفاتی چون «بزرگترین»، «بهترین» و «عالیترین» یاد میکنند. با این حال استریپ این اظهار نظرها را «بیمعنی» میداند. شاید برخی گفته او را احمقانه و از سر غرور بدانند، اما او در کلامش کاملا صادق است: «این حرفها هیچ اهمیتی برایم ندارند. اصلاً چه اهمیتی میتوانند داشته باشند؟ این تعارفات را میتوان به حساب سابقه همکاری طولانیام با این افراد دانست». استریپ درباره بازیهای هوشمندانه، تغییر شخصیت و تغییر لهجههای مداوم که به سبک خاص بازیگری او تبدیل شده، میگوید: «همیشه معتقد بودهام بازیگری چیزی جز این نمیتواند باشد. هیچوقت دوست نداشتم همیشه روی پرده نمایشگر همان مریل استریپ همیشگی باشم. ما به عنوان بازیگر باید قابلیت فرو رفتن در قالب هر شخصیتی را داشته باشیم. در حقیقت بین من و شما تفاوت چندانی وجود ندارد. اگر من بتوانم شخصیت شما را بررسی کنم، آن وقت میتوانم مانند شما نیز فکر کنم».
آیا تا به حال به فکر ترک بازیگری افتاده است؟ او بلافاصله جواب میدهد: «خب، خیلی دلم میخواهد فیلمهای تجاری را رها کنم. بازیگری همواره برایم تجربهای فوقالعاده و جذاب بوده، اما وقتی پای تجارت به میان میآید، احساس میکنم چیزی روی سینهام سنگینی میکند». استریپ در عین حال از انگشتنما شدن در میان جمع بیزار است. موضوع زمانی جالبتر میشود که او بلافاصله میگوید، دوست دارد اعمال و رفتار دیگران را زیر نظر داشته باشد. «همیشه با خودم فکر میکنم، چرا دیگران به من نگاه میکنند، اما من نیاز دارم آنها را نگاه کنم». استریپ همچنین علاقه زیادی به فالگوش ایستادن دارد، مسالهای که شوهرش را کلافه کرده اما خودش معتقد است: «عاشق داستانهایی هستم که آدمها برای هم تعریف میکنند».
در نهایت استریپ معتقد است هرچه سنش بالاتر میرود، نسبت به خود و نقشهایش نیز سختگیرتر میشود. او تا دو سال دیگر 60 ساله خواهد شد... «فکر میکنم مسیری دراز را پیمودهام. طی این سالها افراد زیادی را دیدهام که از پیر شدن میترسند یا معتقدند هر که پیر شد باید کنار گذاشته شود اما واقعا چرا؟ هیچوقت از پیر شدن نترسیدهام و از تمام لحظات زندگیام لذت بردهام و خواهم برد».
منبع: تایمز، 6 اکتبر
http://tehranemrooz.ir/v2/Default_view.asp?NewsId=36075
کسی که خوب فکر می کند لازم نیست زیاد فکر کند. آلمانی
تنبلی، آدمی را خیالپرست بار می آورد. پوسه نه
زمان برای هیچ کس نه متوقف می شود نه بر می گردد ونه اضافه می شود . شیللر
اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان بدانها نمی رسد . ارد بزرگ
کار تجسم عشق است . جبران خلیل جبران
اگر می خواهی خوب باشی باید اول معتقد باشی که بد هستی . اپیکتوس
تبهکار همیشه نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار درد آور است چرا که سایه کیفر همواره در برابر دیدگانش است . ارد بزرگ
هرگز دربارۀ چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام . اپیکتوس
کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست. ژاپنی
اگر مردم را به حال خود گذاشتی، تو را به حال خودت خواهند گذاشت. توماس مان
آزادی در بی آرزوئی است. بودا
در عالم دو چیز از همه زیباتر است : آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده. کانت
اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . بزرگمهر
آزمودگی انسانها ، از زر هم با ارزشتر است . ارد بزرگ
هیچ کس به اندازه ابلهی که زبانش را نگه می دارد به یک مرد عاقل شباهت ندارد. سنت فرانسیس
تپه ای وجود ندارد که سراشیبی نداشته باشد. مثل اسکاتلندی
کسی که شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگی به مقصود نخواهد رسید. محمدعلی کلی
تنها کسانی تحقیر می شوند که بگذارند تحقیرشان کنند. الکس هیل
هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد . دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دستۀ دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند . آلفرد کاپو
اختلاف طبقاتی از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود . فردریش نیچه
آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به مادیات ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد . ارد بزرگ
بهترین راه برای اثبات صفای ذهنی ما نشان دادن خطاهای ان است . نهر آبی که ناپاکیهای بستر خود را نمایش می دهد به ما می فهماند آب پاک و صاف است . پوپ
من واقعاً فرمول دقیقی برای موفقیت نمی شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می دانم سعی کنید همه را راضی نگه دارید. بیل کازبی
یکی از مهمترین راههای خوشبختی، حقیر شمردن مرگ است. لوبون
جامعه فرزانگی و سعادت می یابد که خو اندن، کار روزانه اش می باشد. سقراط
اگر می خواهی بنده کسی نباشی، بنده هیچ چیز نشو. ژاک دوال
از خصوصیات زمان ما این است که متأسفانه فقط افراد پست و پلید ، صاحب اراده و پشتکار می باشند . آلفرد کاپو
برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . ارد بزرگ
بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. همیلتون
دانش به تنهائی یک قدرت است. فرانسیس بیکن
سخاوت، بخشیدن بیشتر از توان است و غرور، ستاندن کمتر از نیاز. جبران خلیل جبران
دوست بدارید کسانی را که به شما پند می دهند نه مردمی که شما را ستایش می کنند. دور وبل
شاد ماندن به هنگامی که انسان درگیر و دار کارهای ملال آور و پرمسئولیت است، هنر کوچکی نیست. نیچه
اگر نمی خواهی در حق تو داوری شود درباره دیگران داوری نکن . ابراهام لینکلن
دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است . جبران خلیل جبران
از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست . پوشه
اگر دانش ما این همه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن روست که جز کنجکاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد . فردریش نیچه
آنکه پرسشهای پراکنده در وادی های گوناگون را همزمان می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی استاد را تباه کند . ارد بزرگ
هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز . شوپنهاور
مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند . پاتریک هانری
مصمم شوید که کارى باید صورت گیرد، سپس راه انجام آن را خواهید یافت . آبراهام لینکلن
می توان حقیقتی را دوست نداشت، اما نمی توان منکر آن شد. روسو
دانستن کافی نیست، باید به دانسته خود عمل کنید. ناپلئون هیل
هر اقدامی اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر می رسد. کارلایل
به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد . پوشه
هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ
آدمی ساخته افکار خویش است، فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است. موریس مترلینگ
به توانائی خود ایمان داشتن نیمی از کامیابی است. روسو
اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری . بزرگمهر
آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است . پوشه
برادرم تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کلیسایت نیایش کنی ، خواه در معبد، و یا در مسجد . من و تو فرزندان یک آیین هستیم ، زیرا راههای گوناگون دین انگشتان دست دوست داشتنی "یگانه برتر " هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان می بخشد . جبران خلیل جبران
به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم . آندره ژید
اگر ما (( بی دل و جان )) هستیم ؛ دست کم نسبت به زندگی چنین نیستیم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنیات )) روبروییم . با خشمی ریشخند آمیز در آنچه (( آرمانها )) می نامیمشان ؛ در حال غور و تامل هستیم. ما خویش را خوار می شماریم تنها از آن رو که لحظاتی وجود دارند که نمی توانیم آن انگیزش نامربوطی را که (( آرمانگرایی )) نام دارد ؛ مهار نماییم. تاثیر نازپروردگی بیش از اندازه ؛ نیرومند تر از خشم فرد بی دل و جان است . فردریش نیچه
بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید . ارد بزرگ
دانایان با عمل زندگی می کنند , نه با اندیشه عمل . کارلوس کاستاندا
شغل تنها زمانی ارزش و اعتبار دارد که آزادانه پذیرفته شود . آلبرکامو
تا چیزی را نپذیریم نمی توانیم تغییرش دهیم . کارل یونگ
صاحب همت در پیچ و خم های زندگی هیچ گاه با یاس و درماندگی رو به رو نخواهد شد . ناپلئون
وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند . پوپ
ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور
خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . اسکاول شین
اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ
اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر
آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی . دی سلز